آواز به مثابه خاستگاه

سير تجربی دیگري از آزمایشگاه تئاتر لالِش

در پایان دهة هشتاد و آغاز دهة نود، دو هنرمند تجربه‌گرا شَمال عمر(امين) و نِگار حسیب قره‌داغی سير تجربی دیگري را آغاز کردند که در آن بر جایگزینی مفهوم فرهنگ جسمي به جای مفهوم رواني- جسمي تأکید مي شد. در فاصله سالهای 1992 تا 1998 هردو هنرمند گام در راه آزمودن فرایندی دیگرنهادندكه با تکنیکهای معمول اجرا فرق داشت. آنان از اين آزمون به "فرهنگ اجرا" ياد كردند. اين فرايند به دليل طرح پرسشهایی درباره‌ی زبان بدن در زمان ومکان، موجب بسط تجارب پیشین مي شد. در همان سالها چندین تجربه‌ اجرايي را نیز در اتریش و کشورهای دیگر اروپایی به انجام رساندند كه از آن جمله مي توان به داستان انتظار، هذیان بعد از جنگ، رؤیایی در اقیانوس چهارم، انتظار، بخشی از سرزمین خاكستر، خاطره + عسل و اينك بازنگري بهشت اشاره كرد.  

این دو هنرمند به منظور تجربه و تحقیق بیشتر از سال 1998 آزمایشگاه تئاتر لالِش را در وین پایتخت اتریش بنیان نهادند. در سال 2000 آزمایشگاه تئاتر لالش مرکز خود را كه یک سالن تئاتر و آزمایشگاهی دائمی است در شهر وین، پایتخت اتریش، تثبيت كرد. اين مركز حاصل تحقیق و مكاشفه براي  'شناخت صدا' توسط مراسم گردان، ناظر شركت كننده، و گردهمايي اجرايي  بود؛ عناويني كه در تئاتر لالش جايگزين واژه هاي مرسوم و رایج بازیگر، کارگردان، و نمايش شده اند.كاربرد اين عناوين صرفاً نوعي بازی زبان شناسی نیست بلکه موجب مي شود ميان روش و عمل (متد و پراکتیک) ارتباطي زنده به وجود آيد؛ ارتباطي كه وجه شاخص تجربی در كار نیگار و ‎شمال محسوب مي شود.

درآزمایشگاه تئاتر لالش اعتقاد بر اين است كه تئاتر به عنوان یک تلاش انسانی خلاق جایگاهي است ثابت برای ایجاد دگرگوني. از طرفي فرایند دگرگوني همواره مبتني بر چند نکته شاخص است:

1/ از راه باز نمایی: به‌ این معنا که بازیگر اشكال، افراد، اجسام و چیزهای دیگر را باز می نمایاند. تلاش آزمایشگاه تئاتر لالش از آغاز تا كنون اين بوده كه این نوع نگاه به دگرگوني را درهم بشکند.

2/ نوع دوم دگرگوني حاصل تأکید بر تکنیک و دیگر مقوله‌های هنری، بیرون از وجود بازیگر است. به‌ این معنا كه فرد كُنشگري كه روي صحنه حضور دارد، حال آنچه انجام می دهد مربوط به اکنون باشد يا گذشته، خود به‌ بخشی از فرآیند خلاق مبدل می شود.

3/ نوع دیگر دگرگوني، که‌ منظور نظر آزمايشگاه تئاتر لالش است، به واسطه نيروي پویای بازیگر بر روي صحنه شكل مي گيرد. کنشي ارادی، شخصی و ‌منحصر به فرد برای دستیابی به‌ بالاترین حد توان كه فرد را از حد ومرز چگونگی فراتر مي برد و به‌ نوعي تشخص مي رساند.

به عبارتي فرد به وجودي مستقل و کامل بدل می شود. اینجاست كه فرد كُنشگر خود را در تضاد با  بازیگر و به عنوان بديلي براي آن می شناساند و آشکار می سازد. چرا که وي بازنماي هیچ موجودی نیست و هیچ چیز را بیرون از خود نمایش نمی دهد. در اینجا نیز موجود كنشگر، کنشي انسانی را به عنوان انساني حاضر در زمان و مکان خلق مي كند و اين گونه فرایند متن محوری و بازنمايي برچيده مي شود.

شمال و نگار معتقدند تئاتر و دستاوردهای آن در طول تاریخ دور و درازش نشان داده که اين هنر می تواند خود را از قید همه‌ آن چیزهایی که برای ایجاد یک فرایند نمایشی نیازي به آنها نيست برهاند، به غير از يك مورد كه آن هم بدن انسان است ... چرا ؟ چون بدن خودِ انسان است. از اين رو در آزمایشگاهمان به دانشی تخصصی دست یافته‌ایم که از آن به عنوان ستايش بدن یاد می کنیم.

در خلق و بکار گیری شیوه‌های مختلف ستايش بدن، به خصوص در حركتهاي تجربي اخیر، یکی از مهمترین منابع بدن انسان كه همواره از نظر دور مانده صداست.

بنا به رويكرد آزمایشگاه تئاتر لالش،  شخصیت پردازي تنها حرکت را شامل ‌نمي شود و نمی توان حركت را تنها انگیزه برای کنشهای بدني در نظر گرفت، بلکه صدا نیز جزئي از  شخصیت، یاد‌ها و حضورهای آن محسوب مي شود. مراد از صدا آن کاربردهای تکنیکی صوتي نیست كه  در تئاتر گفت و گويي،  اپرا و يا تئاتر غنايي موزیکال انجام مي گيرد. حتی مراد تجربه‌های تئاتری نوینی هم نيست که درآن صدا به یاری تکنولوژی و در هماهنگي با آن بکار گرفته می شود. هدف آزمایشگاه لالش از بکارگیری صدا و آواز، عمق بخشيدن به درام یا مونتاژ صحنه‌ها و فرایند تئاتر هم نیست. شمال و نیگار در آزمایشگاه خود تلاش می کنند فراتر از تمام این شيوه های قديمي و حتی امروزی بروند.

اينك آزمایشگاه تئاتر لالِش فرآیندی صوتی را مي آغازد که آواز  به مثابه خاستگاه نام دارد. آواز به مثابه خاستگاه انگیزشی است برای بکارگیری بدن، خاستگاهی است برای رویدادي جسمی و مبنايي است براي ايجاد ریتم و رويداد نمايشي.

آواز در اینجا به معنای رايج آوازخواني‌ نيست، بلکه به‌ شیوه‌ای دیگر تبدیل آواز است به‌ حالتی دیداری. به دیگر سخن تصویر كردن صداست. صدا در اینجا رویدادی را تفسیر نمی کند. بلکه به خودی خود همان رویداد است. فضایی تئاتری را پدید نمی آورد بلکه خود فضا است. این فرایند به آن معنا نیست که واژه، جمله و مفهوم آوازها با حرکت در صحنه برجسته مي شوند.  از بیرون نیز تصاویر گوناگون بر روی مجموعه‌های صوتی تحمیل نمی شود.

 از آنجا كه صدا خودِ رويداد است، حركات بدن را طراحي (كوروگرافي) مي كند و خود نیز به منبعي براي  آفريدن صحنه‌ها و خلق ملزومات و مواد آن بدل می شود.

این فرایند صوتي از آغاز بالندگی تا شكل گيري، يعني تا هنگامی که به كنشي شكيل و قابل تکرار كه کامل و بدون نقص باشد، بدل مي شود جایگاه‌، طرز‌ نشستن، اندازه و میزان حضور افراد را در صحنه رقم مي زند.

از سوي ديگر فرایند آواز به مثابه خاستگاه تلاشی است برای كاوش در بدن از راه صدا. آزمایشگاه تئاتر لالش بر آن است که به راز مار خفته‌ای كه در درون ما چنبره زده‌ و نهان است دست یابد. اگر مار درون ما بجنبد، ما را نيز مي جنباند و اگر نفس بگيرد ما نيز نفس می گيريم.  چشم كه بگشايد ما رو به هر آنچه که هست قد راست می کنیم و لب كه بجنباند رنجها و آرزوهای ما را گزارش مي كند. او سیمايی زنده  از نیروی زندگی است.

شمال عمر (امين) معتقد است:"وقتي از صدا می گویم تو گويي از موجودی زنده حرف زده ام. آری ... او موجودی زنده است... او من است ... او ماست".

پرسش مهم تر این است که آیا ما می توانیم از این راه به زبانی ارتباطی دست بیابیم؟ استدلال آزمایشگاه تئاتر لالش اين است که آنچه در آنجا ارائه می شود نمایش به معنای رايج نیست، بلكه چيزي است كه از آن به عنوان دیداری- اجرايي یاد می شود، پایان یافته و کامل نیست، بلکه نوعي فرايند تحقیقی و تجربی مداوم است. از اين منظر شَمال عمر(امين) بنا به مفهوم شماره 1 آزمایشگاه لالش معتقد است: "تحقیق، كاوش، بررسی و آزمون وجه غالب برنامه‌ها و تجارب آزمایشگاه تئاتر لالش محسوب مي شود. بنا بر اين آزمون‌های عملی ما صرفاً فعاليتي هنری براي خلق انباني از اجراها و به اتمام رساندن فصلی تئاتری نيست، بلکه در حكم كاوشي است برای یافتن سرچشمه‌های اصیل قابليتهاي بدن. كاوش برای رسيدن به اهدافي زنده‌. لازم است بدانيم كه بدن ذاکره‌ ندارد، بلکه خود ذاکره است، ذاکره‌ ای زنده‌.

بدن بخشی از ما نیست بلکه ما خود بدنیم. البته درک این مسئله آنگاه ميسر می شود که میز نوشتن را رها کنیم و بررسي را به صورت کاملاً عملی و با حضور جسمی به انجام برسانیم.  

آزمایشگاه تئاتر لالش همچون ضرورتي تئاتری با هدف تحقیق، تجربه و جستجویی مداوم براي رسيدن به نوعي زبان نوین تئاتری در سال1998 در شهر وین، پایتخت اتریش شكل گرفت كه خود حاصل تحقیق و كاوش نظری و عملی در روشهای مهم وآزمایشگاهی جهانی در اتریش و بخش بزرگی از اروپا بود. اين مهم از سال 1991 توسط دو هنرمند، نیگار و شمال، به انجام مي رسد و پرسشهای آلترناتیو فراواني را با خود مطرح كرده است. از سال 2000 به بعد شمال و نگار توانسته اند مرکزی ثابت و سالن اجرايي ويژه را با عنوان آزمایشگاه بین المللی به عنوان ضرورتي عملی در شهر وین ايجاد كنند. البته اين كار با پشتیبانی کامل مادی و معنوی بنيادهاي فرهنگی دولت اتریش به انجام رسيده که اسلوبهای آزمایشگاه لالش توجه آنها را به خود معطوف داشته است.

آزمایشگاه‌ تئاتر لالش همه‌ سفرها و حضورهايش را در جشنواره های جهانی به نيابت حکومت اتریش انجام داده و از سوی وزارت خارجه و سفارت خانه‌های اتریش پشتیبانی شده‌ است.

با وجود این و به رغم بین المللی بودن گروه آزمایشگاه تئاتر لالش، همواره از بنیانگذاران آن به عنوان دو هنرمند کُرد ياد مي شود.  

برنامه‌ کارآزمایشگاه تئاتر لالش با نظام  فصلي تئاتري، یعنی آماده‌ کردن پروژه اي تئاتری واجرای آن در یک مدت کوتاه و مشخص مطابقت ندارد. بلکه تجارب طي طرحي‌ آزمایشگاهی و بنا بر نظامي زمان مند که بیش از یک سال طول می کشد انجام مي گيرند. سپس نتیجه‌ عملی آنها در کشور اتریش، دانشگاهها و جشنواره‌های جهانی تئاتر به اجرا در مي آيد. در زمان کار نیز طبق برنامه‌ اي منسجم و کامل چند بار در ماه از گروههای مختلف تئاتر و دانشجویان دانشگاهها و افراد دیگر دعوت به‌ عمل می آید که به دیدن و نقد این شیوه کار تجربی در آزمایشگاه تئاتر لالش بپردازند.

از سال 2001 روشهای آزمایشگاه تئاتر لالش جزو مجموعه‌ متدهاي تجربي تئاتر به عنوان واحدی درسی در بخش تئاتر دانشگاه وین توسط پروفسور کلمنس شتپینا تدريس مي شود. به همین جهت آزمایشگاه تئاتر لالش سالانه کارگاه ويژه اي را همزمان با تحقیقات نظري خود در مورد بدن و صدا برای دانشجویان تئاتر در دانشگاه وین برگزار مي كند.

شمال عمر (امين) دو کتاب مهم با عناوین" نمایشی از جنس خاکستر و آواز" و "مراسم گردان چنین می گوید" درباره‌ی روشهای آزمایشگاه تئاتر لالش نوشته است.  

 نیگار حسیب قره‌داغی بخش مهمی از پايان نامه دوره ارشد خود را در دانشگاه وین به "بدن حاضر‌ در صحنه" و" گردباد- نگاهی غیر اروپایی به‌ اجرا" اختصاص داده است. همچنین بخش بزرگی از تِز دکترای خود را در همان دانشگاه با عنوان "اجراي آئيني"، بر اساس تجارب آزمایشگاه تئاتر لالش نوشته است. كار چاپ اين تزها از میانه‌ی سال2006 شروع شده تا پایان سال 2007 به‌ زبان آلمانی منتشر می شوند.

از سال 1999 تاکنون آزمایشگاه تئاتر لالش توانسته است براي چند دوره با کارگاهها و مراکز جهانی به‌ تبادل روش بپردازد. این آزمایشگاهها و مراکز نیز از اسلوب خاص خود برخوردارند و در سطح جهانی شناخته شده‌ اند. از آن جمله مي توان به تبادل روش با آزمايشگاه پارتا متعلق به والتر فاف در فرانسه‌ و سویس در سال 1999- 2001 ،  با مسئول و بنیانگذار رقص بوتو یعنی کازوو اونو در استودیوی وي در یوکوهاماي  ژاپن در سال 2003،  با مرکز يرژي گروتوفسکی و توماس ریچارد در ایتالیا درسال 2003، در وین و در نوویسادی نزدیک شهر بلگراد در سال 2004، با بختیار خانزاده‌ و هنرجویانش در  تئاتر بین المللی آذربایجان در سال 2004، با تئاتر نو ژاپن درباره‌ تکنیک صدا در توکیو در سال 2004، همچنین با آزمایشگاه گروتوفسکی در ورشوي لهستان در سال 2005 اشاره كرد. آخرین تبادل روش با تئاتر اودنِ یوجینو باربارا در آزمایشگاه گروتوفسکی در لهستان و در سال 2005 در چهاردهمین همایش بین المللی مکتب تئاتری انسان شناسی به انجام رسید.

روش ابتكاری نیگار و شمال، آواز به مثابه خاستگاه، از سوی اندیشمندان، انسان شناسان، فرهیختگان و عاملان بین المللی تئاتر به عنوان یکی از یافته های جایگزین شناخته شده است که مي کوشد‌ از بنیادهای مهم تئاتری نظير کارگردان، بازیگر و نمایش واسازي كند و رويكردی عملي به، و نه صرفاً  بازی زباني با، مواردي چون نظام گروهی، مراسم گردان و دیداری- اجرايي را جایگزین آن سازد. از هم اکنون تا پایان سال 2007 آزمایشگاه تئاتر لالش از سوی چندین دانشگاه و جشنواره‌ تئاتری بین المللی در اروپا، آسیا، افریقا و خاورمیانه برای برگزاری سمینار، کارگاههای تئاتری و ارائه‌ تجربه دعوت شده است. در سالهای گذشته نيز این آزمایشگاه به همين شیوه‌ سفرها و تجارب خود را به انجام رسانده‌ است.

همچنین آزمایشگاه‌ تئاتر لالش همزمان با تحقیقات عملی و تجربی خود از سال 1999  به شكلي پی گیر گفت وگوی فرهنگهای دنيا در لالش را برگزار مي كند. در اين برنامه، سالانه نظري طرح مي شود و اندیشمندان تئاتر، فرهیختگان، انسان شناسان و عاملان تئاتر و بینندگان فراوان تئاتر از سراسر جهان در آن شرکت می جویند. این گفت و گوها در طول سال در قالب سمینار،کنفرانس و گفتمان برگزار مي شود. همزمان، روشهاي عملی اجرا و فيلمهاي مستند نیز به‌ نمایش در می آیند. نظریه‌ گفت وگوی فرهنگهاي دنيا در لالش از ماه‌ سوم سال 2006 آغاز شد که عبارت از نقش آواز در آئين و اجرا بود و در آن چندین صاحب نظر و اندیشمند تئاتر و انسان شناس از دانشگاه وین، کشورهای هندوستان و ژاپن و جمعي از هنرمندان تئاتر در آن شرکت جستند. همراه با این زنجیره‌ گفتگوها کنفرانسی با عنوان "توان آواز-  آواز توانمندی در زندگی روزمره و هنر"  به شيوه فرهنگي- سیاسی برگزار شد.

 تازه‌ ترین خبرها از آزمایشگاه‌ تئاتر لالش

هم اکنون آزمایشگاه‌ تئاتر لالش سخت درگير تجربه‌ای بديع است كه "بدون سایه"‌ نام دارد و‌ به زودی به طرح تحقیقي سال 2007 – 2006 بدل می شود.  طی اين طرح نمایش ایستگاههای تجربی اتریش و همایشهای تئاتری ژاپن، آلمان، لهستان و کشورهای عربی به اجرا در می آید.

نیگار و شمال در این تجربه به بسط و تعمیق طرح آواز به مثابه خاستگاه مي پردازند تا راهی تازه و گسترده‌ در ارتباطات تئاتری بجویند. آنان در تلاشند تا از طريق آواز پلی ميان فرهنگها بزنند. جای تأمل است که آزمایشگاه‌ تئاتر لالش در این سير تجربی برآن است تا زبانی ایجاد کند که‌ فراتر از شناسه‌ی زبانی شناخته شده‌ باشد. در اين راستا نیز تلاش بر آن است که از خصلت صوتي فرهنگهای مختلف بهره گرفته‌ شود تا با آنها زبان هنری تازه‌ ای خلق شود. اين گونه تماشاگر‌  یا مخاطب‌ هم به واسطه متن آوایی و موسیقایی و هم از طريق متنهای كلامي بر اساس یک نظام هنری ریتمیک، کلمات و عبارات را کاملاً می شنود اما در یک نظام نشانه‌ای زبانشناختی، معنایی شناخته‌ شده‌ چون یک مدلول را از آنها استنباط نمی کند.  نیگار حسیب قره‌داغی در این مورد می گوید:" چگونه می توانيم زبانی بيافرینيم که فرایند ارتباطی کاملي ميان فرهنگها باشد، بي آنكه نقش یا شكلي را در معنای تئاتری آن به‌ نمایش گذاريم یا داستانی را بازگو کنيم؟ در اين صورت بايد چنین فرایندي با کنش نمایشی به معنای متعارف آن فرق داشته باشد."

دستاوردهای اوليه این تجربه‌ نوین در فاصله سالهاي 2002 تا 2005 از سوي آزمایشگاه‌ تئاتر لالش در كشورهاي اتریش، لهستان، مصر و تونس به اجرا گذاشته شد و باعث ايجاد شگفتی، گفتگو، جدل و مباحثه‌ در ميان خيل‌ تماشاگران شد. شایان ذكر است که این تجارب نيز با حضور اعضای گروه‌ آزمایشگاه‌ تئاتر لالش، يعني گابرییلا پلونز،  سان سان یاپ و آلیس موریج انجام گرفت.

شمال اکنون به لحاظ نظري‌ و عملي درگير روش ابداعی خویش با نام " انسان شناسی صدا" است و قرار است با پشتیبانی دانشگاه وین سيري تجربی را در بسیاری از کشورهای جهان آغاز کند. لازم به‌ ذکر است که خطوط اصلی این تحقیق برای اولین بار در ماه چهارم سال 2005 در چهاردهمین اجلاس بین المللی مکتب تئاتری انسان شناسی در آزمایشگاه‌ مشهور گروتوفسکی در لهستان با نظارت يوجینو باربا، بنیانگذار بزرگ تئاتر امروز جهان، مطرح شد و توجه همگان را به خود جلب کرد. 

 حضور آزمایشگاه‌ تئاتر لالش در جشنواره‌ بین المللی تئاتر در قاهره و کارتاژ

آزمایشگاه‌ تئاتر لالش در روزهای20/30 سپتامبر2005 با تجربه‌ آغاز کلام در راستاي طرح تحقیقی 2005/2006 ، میهمان دوره‌ی هفدهم جشنواره‌ بین المللی تئاتر تجربی قاهره‌ بود که 48 کشور از سراسر جهان در آن شرکت داشتند. (آزمایشگاه لالش در سال 2004 نیز با تجربه‌ سرزمين خاکستر و آواز در دوره‌ شانزدهم این جشنواره‌ حضور يافته بود.) بار دیگر تجربه‌ آزمایشگاه‌ لالش شگفتی آفرید، باب پرسش و گفتگو در میان شرکت کنندگان را گشود و به عنوان یک تجربه‌ جایگزین و سبکی منحصر به فرد  مورد توجه‌ قرار گرفت. هنرمندان، منتقدین و تماشاگرانی که پیشتر با تجربه‌ی تئاتر لالش آشنا بودند معترف بودند که این‌ یک کشف دیگر تجربی از نگار و شمال است كه همواره‌ با کندوکاو، گشتن و جستجویی تازه  به پیش می روند.

هر دو هنرمند به همراه دیگر عوامل این اجرا به جز گفتگوهای فراوان رسانه‌ای در چارچوب این جشنواره‌، کنفرانسی اختصاصی نیز با حضور عده‌ای از متفکرین، هنرمندان  و منتقدان تئاتر عربی برگزار کردند. دکتر خلیل المرسی بازیگر نامی تئاتر، سینما و تلویزیون مصر و دکتر عقیل المهدی، رئیس دانشكده هنرهای زیباي بغداد از آن جمله بودند. دکتر عقیل المهدی متنی جذاب را با عنوان "یاد آوری صدا" در مورد آزمایشگاه تئاتر لالش نوشت. وي در گزارشی اختصاصی درباره‌ جشنواره نیز از آزمایشگاه‌ تئاتر لالش چنین ياد كرد: "تجربه‌ای بخصوص و خلاق در عرصه تئاتر جهانی و جسارتی کامل در تجربه‌ تئاتر".

هنرمند پر آوازه‌ مصر و جهان عرب دكتر ابراهیم الفو، متنی ارزشمند با عنوان "بنیاد نهادن دوباره‌ جهان از راه صدا" نوشت که به‌ این نکته‌ شگفت انگیز در كارآزمایشگاه‌ تئاتر لالش اشاره دارد که طرز به کارگیری صدا تُنهای مختلف رنگی را در ذهن مخاطب تداعي مي كند. دیگر اینکه آزمایشگاه‌ تئاتر لالش از سوی آکادمی هنر قاهره‌ به‌ ریاست دكتراحمد السخسوس و موزه‌ مدرن مصر به ریاست هنرمند نامی و جهاني عرب احمد فواد سلیم، برای راه‌اندازی دو کارگاه صدا و بدن برای دانشجویان مدرسه‌ عالی تئاتر و گروهی از جوانان تئاتری چند کشور عربی دیگر دعوت به عمل آمد. دستاورد این موفقیتها این بود که آزمایشگاه‌ تئاتر لالش به‌ چند جشنواره‌ جهانی نیز دعوت شد.

از 24 نوامبر تا 30 دسامبر 2005 آزمایشگاه‌ تئاتر لالش با همان برنامه و در ایستگاه تجربی دیگري میهمان دوازدهمین جشنواره‌ جهانی تئاتر کارتاژ در تونس شد. آنجا از جمع دویست کار فرستاده شده به‌ جشنواره تنها چهل و هشت کار از پانزده کشور جهان در جشنواره پذیرفته شده‌ بود. این ایستگاه نیز موفقیت بزرگتری را برای آزمایشگاه‌ تئاتر لالش رقم زد. گروهی منتقد و روزنامه‌نگار عرب به زبانهای عربی و فرانسوی گفتگو و نوشته‌های گوناگونی در بولتن روزانه‌ جشنواره‌، مجلات و روزنامه‌های عربی منتشر کردند. تجربه‌ آزمایشگاه‌ تئاتر لالش به عنوان موضوع این جشنواره‌، پلی برای آینده‌ نامیده‌ شد. بازیگر تئاتر دكترصلاح القصب با ديدي خاص از این تجربه به عنوان تجربه‌ای بسیار تازه‌ نام برد. هنرمندان شناخته‌ شده‌ تونسی همچون منصف السویسی، منجی بن ابراهیم، محمد المدیونی، توفیق الجبالی و هنرمندان دیگر عرب شگفتی فراوان خود را در مصاحبه‌های‌ تلویزیونی  ابراز نمودند.

پی نوشتها

1/ آزمایشگاه‌ تئاتر لالش با همراهي‌ آزمايشگاه پارتا در فرانسه به سرپرستی هنرمند مشهور جهانی والتر فاف در سال 1999 در کوهستان گوتهارد که‌ یکی از بلندترین ارتفاعات رشته كوه آلپ در سویس است دست به تجربه‌ مشترکي زدند. در این پروژه‌ كه آنتیگونه 2000 نام داشت و یک سال طول کشید هنرمنداني از فرانسه، سویس،آلمان، ایتالیا، اتریش و یونان در كنار هم  حضور داشتند. در سالهای اخیر آزمایشگاه‌ تئاتر لالش ارتباط محكمي با مرکز فعالیتهای يرژی گروتوفسکی و توماس ریچارد (در شهر پونتادراي ایتالیا) برقرار نموده است و تبادل اندیشه و روش زیادی بین آنها انجام گرفته است.

2/ در پایان ماه یکم 2005 آزمایشگاه‌ تئاتر لالش مهمان آزمایشگاه با سابقه‌ی گرتوفسکی در شهر اسلاو لهستان بود که در آنجا شَمال سمیناری درباره‌ی آئين و اجرا برگزار کرد. همچنین همراه‌ با نگار حسیب قره‌داغی و گابریلا پلونه‌، دستاوردهاي عملی سالهای  2002 /2005  را برای هنرمندان، تماشاگران و منتقدین بسیاری از لهستان به‌ اجرا گذاشتند.

3/ یوجینو باربارا یکی از دانش آموختگان برجسته‌ مكتب گروتوفسکی است كه از میانه‌ سالهای دهه‌ شصت قرن بیستم تلاش برای یافتن شيوه اي شخصي در تئاتر را آغاز کرد. او به‌ عنوان یک هنرمند ایتالیایی در دانمارک تئاتر مشهور اودن را خلق كرد. از دهه‌ی هشتاد نیز نظریه‌ جایگزین تئاتر معاصر (تئاتر انسانگرا) را مطرح کرده‌ است که تا به امروز مورد توجه‌ و موضوع گفتگوی عاملان و متفکرین تئاتر معاصر در سطح جهان بوده است.

4/ آزمایشگاه‌ تئاتر لالش از تابستان گذشته‌ تاکنون با وجود اعضای همیشگی خود به كار پرورش و آزمودن گروهی از جوان تئاتری اتریشی و آلمانی با هدف آماده سازیشان به عنوان کارگردانهاي آینده پرداخته است.

5/ (آغاز کلام) طرخ تحقيقي 2004- 2005 آن فرايند هنری است که همچون کاری تجربی و مداوم تا کنون سه‌ تجربه و تئاتر جداگانه‌ از آن حاصل شده‌ است . ایستگاه نخست تجربی (آغاز کلام) در لهستان، دومی در مصر ، سومي در تونس و بقيه در اتریش به‌ انجام رسیده که این تجربه‌ موجبات رضایت تماشاگران بین المللی بسیاری را فراهم آورده است. لازم به‌ ذكر است که اکنون آزمایشگاه‌ تئاتر لالش برای خلق چهارمین ایستگاه‌ تجربی خویش‌ با تجربه‌ 'بدون سایه‌' مشغول تحلیل، تعمیق و کندوکاوی دیگر با دستمايه های طرح (آغاز کلام) است.


برگردان: مفيده مظهر